معنی سفاهن
8 بازدید
[ سَ هَ ] (اِ) شانهٔ زلف و گیسو. (برهان) (آنندراج): سفاهن را دهن پر مشک از آن شد که فراش ره هندوستان شد. نظامی (از جهانگیری).
کلمات همقافیه با «سفاهن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هن» برای سرودن شعر