معنی سغراق

معنی سغراق

5 بازدید
[ سَ ] (ترکی، اِ) سَقْراق. کوزهٔ لوله دار را گویند خواه سفال و غیر آن. و بعضی گویند این لغت ترکی است. (برهان). کوزهٔ لوله دار خواه چینی خواه سفالین و کاسه را نیز گویند و این ترکی است. (رشیدی): چون رها کردی هوا از بیم حق دررسد سغراق از تسنیم حق.مولوی. || پیالهٔ شراب می. (آنندراج): و ندیم شاه از دست ساقی مجلس افروز بزم آرای سغراق آب آتش فشان بپای می گرفت. (از تاج المآثر). در گلستان عدم چون بیخودیست مستی از سغراق لطف ایزدیست.مولوی. مست گشت او باز از آن سغراق رفت آن وصیت هاش از ظاهر برفت.(مثنوی). || می. (آنندراج): رونق گرفت مجلس ساقی شراب در ده سغراق آتش افشان یاقوت ناب در ده. (از تاج المآثر).

کلمات هم‌قافیه با «سغراق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید