معنی سغر
6 بازدید
[ سُ غَ / سُ غُ ] (اِ) خارپشت کلان را گویند که خارهای خود را چون تیر اندازد. (برهان). جانوری است که خارهای ابلق بر پشت دارد و چون کسی قصد او و گرفتن او کند پر خود جنبشی دهد و آن تیرها را پرتاب کند و بهرکس بخورد مجروح سازد و آن را سغرنه نیز گویند و سکر [ سَ کُ / سُ ] و سکرنه نیز تبدیل آن است. (آنندراج). همان اسغر مرقوم که خارهای ابلق دارد. (رشیدی). تشی : چون رسن گر ز پس آمد همه رفتار مرا به سغر مانم کز باز پس اندازم تیر. ابوشکور (از اشعار پراکندهٔ قدیمترین شعرای فارسی زبان ص ۸۱). غرم دیدم چو خسک کرده ز بس پیکان پشت گرگ دیدم چو سغر کرده ز بس ناوک بر. فرخی. رجوع به اسغر، سغرنه، سکر، سکرنه شود.
کلمات همقافیه با «سغر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غر» برای سرودن شعر