معنی سعدالملک
6 بازدید
[ سَ دُلْ مُ ] (اِخ) سعدبن محمد آبی. از اعیان درباری ملکشاه و مستوفی سلطان محمد بود چون او در محرم سال ۴۹۸ هـ .ق. به تبریز رسید سلطان محمد او را بصدارت خود اختیار نمود سعدالملک آبی در حقیقت اولین وزیر سلطان محمد است سعدالملک در دورهٔ وزارت خود (از محرم ۴۹۸ تا شوال ۵۰۰ یعنی دوسال و نه ماه) اولا امیر ایاز سپهسالار برکیارق را که بعد از مرگ او پسر خردسالش ملکشاه را بسلطنت برداشته بود ابتدا بتدبیر از مخالفت بازداشته و بعد او را کشته است. ثانیاً در جنگ با اسماعیلیه اطراف اصفهان بفتوحات بزرگ نایل آمده. آخرالامر سعدالملک را متهم بداشتن دین باطنیه کردند. سلطان ابتدا سعدالملک را محبوس ساخت سپس بر اثر غوغای عوام و شایع ساختن الحاد وزیر او را بر در اصفهان بدار آویخت. شمس قیس گوید: ترا سعد و بوسعد بودند یار چو تاج از بر سر درآویختی درآویخت بایست آن هردو را تو آن هر دوانرا برآویختی. (وزارت در عهد سلجوقی صص ۱۵۶ - ۱۶۲). و رجوع به نسایم الاسحار و دستورالوزراء ص ۱۸۲ و اخبار الدولة سلجوقیه و تاریخ گزیده شود.
کلمات همقافیه با «سعدالملک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لک» برای سرودن شعر