معنی سطاع
6 بازدید
[ سِ ] (ع اِ) درازترین ستون خیمه. || شتر دراز فربه. || ستون خانه. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). || داغ گردن شتر بدرازا. (منتهی الارب) (آنندراج). سطام. [ سِ ] (ع اِ) آتشکاو. (منتهی الارب) (اقرب الموارد). کفچهٔ آتش. (مهذب الاسماء). || آهن سرپهن. (منتهی الارب) (آنندراج). || دروند. || سربند قاروره. || تیزی تیغ. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد). و در حدیث است: العرب سطام الناس، یعنی در شوکت و حدت چون حد شمشیرند. (منتهی الارب) (اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «سطاع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اع» برای سرودن شعر