معنی سر و کیسه کردن
7 بازدید
[ سَ رُ سَ / سِ کَ دَ ] (مص مرکب) سرکیسه کردن. ربودن مایعرف کسی به نوعی که چیزی پیش او نماند. مأخذ آن کیسه و تیغ حمامی است که چرک در بدن و مو بر سر نمیگذارد. (آنندراج): هرچند سرکیسهٔ این طایفه مهر است کردیم سر و کیسه ولی اهل جهان را. عبدالغنی بیک قبول (از آنندراج). || در تداول عوام، به نیرنگ و حیلت پولی از کسی گرفتن. تلکه کردن.
کلمات همقافیه با «سر و کیسه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر