معنی سر و کول
8 بازدید
[ سَ رُ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) شانه و دوش. - به سر و کول هم بالا رفتن؛ بر دوش یکدیگر بالا رفتن از انبوهی و ازدحام. - به سر و کول هم پریدن؛ ستیزه کردن. جنگ کردن.
کلمات همقافیه با «سر و کول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر