معنی سر و صدا
6 بازدید
[ سَ رُ صِ ] (اِ مرکب، از اتباع) فریاد. جنجال. هیاهو. - بی سروصدا؛ آرام. خاموش. ساکت. - سر و صدا راه انداختن؛ جنجال کردن. هیاهو کردن.
کلمات همقافیه با «سر و صدا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دا» برای سرودن شعر