معنی سر نگرفتن
6 بازدید
[ سَ نَ گِ رِ تَ ] (مص مرکب منفی) موافقت نکردن و درنگرفتن صحبت. || درنگرفتن. (غیاث) (آنندراج). انجام نشدن: معامله سر نگرفت.
کلمات همقافیه با «سر نگرفتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر