معنی سر طاس نشاندن
4 بازدید
[ سَ رِ نِ دَ ] (مص مرکب) زیرپاکشی کردن از کسی. اسرار کسی را بحیله بیرون آوردن. و این ترکیب مأخوذ است از عمل طاس نشاندن معزمان چنانکه وقتی خواهند مال گمشده ای را بیابند طاسی پرآب بیاورند و کودکی را کنار آن طاس نشانند و پارچه ای بر روی آن افکنند و عزائم خوانند، جنی که معزم در پی حاضر کردن اوست بیاید، آنگاه از کودک خواهند تا از آن جن محل مال یا نام دزد را پرسد.
کلمات همقافیه با «سر طاس نشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر