معنی سری کردن
6 بازدید
[ سُ کَ دَ ] (مص مرکب) سواری کردن. (آنندراج بنقل از اسکندرنامه).
کلمات همقافیه با «سری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر