معنی سریشتن
6 بازدید
[ سِ تَ ] (مص) سرشتن. تخمیر کردن. خمیر کردن : ز کس سخن چه نیوشم حدیث خوش چه سرایم تنور گرم نبینم فطیرها چه سریشم. خاقانی (دیوان چ عبدالرسولی ص ۶۵۳).
کلمات همقافیه با «سریشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر