معنی سرگشته کردن
9 بازدید
[ سَ گَ تَ / تِ کَ دَ ] (مص مرکب) متحیر کردن : ز کشته همه دشت پرپشته کرد یلان را ز بس زخم سرگشته کرد.اسدی.
کلمات همقافیه با «سرگشته کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر