معنی سرگزین
6 بازدید
[ سَ گُ ] (اِ مرکب) آن باشد که کسان حاکم از هر گلهٔ گوسفند و گاو و ایلخی اسب یک گوسفند و یک گاو و یک اسب انتخاب و گزین کرده بگیرند. (برهان) (جهانگیری). عمده از مواشی که برای حاکم انتخاب کنند. (آنندراج): اندر آن میدان که راند فوج دشمن چون رمه تیغ او از گلهٔ بدخواه خواهد سرگزین. ذوالفقار علی شیروانی.
کلمات همقافیه با «سرگزین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر