معنی سرگزه
7 بازدید
[ سَ گَ زَ / زِ ] (اِ مرکب) جزیه که از کفار گیرند. (آنندراج) (غیاث). رجوع به سرگزیت شود.[ سَ گَ زَ ] (اِخ) دهی از دهستان سراجو بخش مرکزی شهرستان مراغه. دارای ۴۴۶ تن سکنه است. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، نخود، کشمش، بادام، زردآلو. شغل اهالی آن زراعت و صنایع دستی، جاجیم و کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «سرگزه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زه» برای سرودن شعر