معنی سرگرم کردن
7 بازدید
[ سَ گَ کَ دَ ] (مص مرکب) مشغول کردن : به یک آتش چو داغ لاله میسوزم در این گلشن نه هر شمعی تواند کرد چون پروانه سرگرمم. صائب (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرگرم کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر