معنی سرکشیده
7 بازدید
[ سَ کَ / کِ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) روئیده. بالاآمده : و کشت های سبز سرکشیده را به حصار نرشخ اندر می آوردند و کار بر مسلمانان سخت شد. (تاریخ بخارا).
کلمات همقافیه با «سرکشیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر