معنی سرچکادی
6 بازدید
[ سَ چَ ] (اِ مرکب) چیزی باشد که بر سر چیزی ستانند، چنانکه یک من کشمش بخرند مشت نخودی یا چیزی دیگر بر سر آن بگیرند و آن را در هندوستان دستوری گویند. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرچکادی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر