معنی واژه سرپرستی
3 بازدید
[ سَ پَ رَ ] (حامص مرکب) تیمار حال کردن. (غیاث) (آنندراج). || ریاست. بزرگی : سرپرستی رنج و خدمت آفت است من فراق این و آن خواهم گزید.خاقانی. به خورسندی برآور سر که رستی بلایی محکم آمد سرپرستی.نظامی. رجوع به سرپرست شود. || مقامی است در وزارت فرهنگ که در کشورهای بیگانه برای مراقبت و مواظبت دانشجویان به اشخاص دهند: سرپرستی دانشجویان.