معنی واژه سرپرست
4 بازدید
[ سَ پَ رَ ] (نف مرکب، اِ مرکب) مهماندار. (آنندراج). || خادم و خدمتکار. (برهان) (غیاث). || بیماردار و پرستار بیمار و مواظب مریض از دوا و غذا. (انجمن آرا): بدستوری سرپرستان سه روز مر او را بخوردن نیم دلفروز. فردوسی (شاهنامه چ بروخیم ج ۷ ص ۱۹۵۹). || مراقب. مواظب.