معنی واژه سرو ناز
5 بازدید
[ سَ رْ وِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) سرو نورسته را گویند، چه ناز بمعنی نورسته هم آمده است. (برهان). || سروی را نیز گویند که شاخهای آن به هر طرف مایل باشد، برخلاف سرو آزاد. (برهان) (آنندراج). این جور در باغها کاشته میشود و به نام سرو کاشی یا سرو شیرازی خوانده میشود. (جنگل شناسی ساعی ج ۲ ص ۲۵۰). رجوع به سرو شود. || نام نوایی است از موسیقی. (برهان).