معنی سرور خوانساری
7 بازدید
[ سَ رْ وَ رِ خوا / خا ] (اِخ) نامش میرزا محمدحسین بن میرزا محمدعلی خوانساری است. از بدو دولت محمدشاه به دارالخلافهٔ تهران آمد و در آنجا اقامت گزید. او راست: ای آفت چین و چگل ای لعبت فرخار خوبان چگل پیش گل روی تو چون خار. (از مجمع الفصحا ج ۲ ص ۲۱۱).
کلمات همقافیه با «سرور خوانساری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر