معنی سرنجه
5 بازدید
[ سِ رِ جِ ] (اِخ) دهی از دهستان دره صیدی بخش اشترینان شهرستان بروجرد. دارای ۳۹۳ تن سکنه. آب آن از قنات، محصول آن غلات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سِ رِ جِ ] (اِخ) دهی از دهستان حشمت آباد بخش دورود شهرستان بروجرد. دارای ۲۱۲ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آن غلات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سِ رِ جِ ] (اِخ) دهی از دهستان کوهدشت بخش طرهان شهرستان خرم آباد. دارای ۱۲۰ تن سکنه. آب آن از چشمه و چاه. ساکنین از طایفهٔ ابوالوفائی هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «سرنجه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جه» برای سرودن شعر