معنی سرنا
8 بازدید
[ سُ ] (اِ) مخفف سورنای است که در نقاره خانه ها و روزهای جشن و سور نوازند و آن را نای رومی نیز گویند. (برهان). نای رومی باشد که در بزم و رزم نوازند. (جهانگیری). آلتی موسیقی از ذوات النفخ. (یادداشت مؤلف): <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۳۶۲۵۰۱>... دردا که چنگ عمر شد از ساز و بدتر آنک سرنای گم ببودهٔ ما هم پدید نیست.خاقانی. نالهٔ سرنا و تهدید دهل چیزکی ماند بدان ناقور کل.مولوی. بحق آن لب شیرین که میدمی در من که اختیار ندارد به ناله این سرنا. مولوی (از جهانگیری). چو مردم ز سرنا هراسان بود سرافکنده دشمن هرآسان بود. امیرخسرو دهلوی. - امثال: آدم ناشی سرنا را از سر گشادش میزند. راست بیا راست برو، ماست بخور سرنا بزن. سرناچی کم بود یکی هم از غوغه (گوگه) آمد. قلی هم در سرناش میگفت. رجوع به سرنای شود.
کلمات همقافیه با «سرنا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نا» برای سرودن شعر