معنی سرمد
9 بازدید
[ سَ مَ ] (ع ص، ق) همیشه و دایم. (آنندراج) (منتهی الارب) (غیاث). پیوسته. (دهار). همیشه. (مهذب الاسماء) (السامی): چنو نه هست و نه بود و نه نیز خواهد بود فراق او متواتر هوای او سرمد.منجیک. بس کس کو گیرد و نبخشد هرگز بس کس کو گیرد و ببخشد سرمد. منوچهری. بقای سرمد در نیکنامی است بحق به نیک نامی بادا بقای تو سرمد.سوزنی. مادرم کرد وقت نزع، دعا که ترا بانگ و نام سرمد باد.خاقانی. || شب دراز. (منتهی الارب) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرمد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مد» برای سرودن شعر