معنی سرماسرما شدن
7 بازدید
[ سَ سَ شُ دَ ] (مص مرکب) مقدمهٔ تب از برای کسی پیدا شدن. لرز آمدن. به لرزه افتادن از سرما یا از بیماری و تب.
کلمات همقافیه با «سرماسرما شدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر