معنی سرلاد
7 بازدید
[ سَ ] (اِ مرکب) سر دیوار چنانکه بن لاد پای دیوار است، چه لاد بمعنی دیوار باشد. (برهان). ردهٔ بالایین دیوار چنانکه بن لاده ردهٔ پائین دیوار، چه لاده بمعنی رده آمده است. (رشیدی). || دیوار مطلقاً. (برهان) (جهانگیری).
کلمات همقافیه با «سرلاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر