معنی سرقلیان
6 بازدید
[ سَ قَ لْ ] (اِ مرکب) سرغلیان. چیزی است که تمباکو در آن گذاشته آتش بر آن گذارند و در هندوستان چلم و در فارسی سرچلم و چلم و قلیان هر دو بمعنی حقه است که مشهور و متعارف است. (آنندراج). قسمتی از قلیان از سفال یا چینی یا سنگ که تنباکو و آتش قلیان در آن جای دارد. (یادداشت مؤلف). چلم. (مجموعهٔ مترادفات ص ۱۱۹): که سرقلیان طبع آن شکرریز بود لبریز تمباکوی انگیز. ملا فوقی (از آنندراج). <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۳۶۰۹۰۲>...
کلمات همقافیه با «سرقلیان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر