معنی سرفه کردن
7 بازدید
[ سُ فَ / فِ کَ دَ ] (مص مرکب) اخراج غیرارادی هوای محتوی در ریه توأم با صدا. (فرهنگ فارسی معین): مغز گردون عطسه داد و حلق دریا سرفه کرد زآن غبار ره که ایام الرهان افشانده اند. خاقانی. رجوع به سرفه شود.
کلمات همقافیه با «سرفه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر