معنی سرغین
8 بازدید
[ سَ / سِ ] (اِ) سرنا که مخفف سورنای است و آن را نای ترکی نیز خوانند. (برهان). سرنایی باشد که آن را نای ترکی گویند و در اصل سورنای است که در عروسی و عشرت نوازند و آن را سرغینه نیز گفته اند. (انجمن آرا) (آنندراج): چو آمد به نزدیکی رزمگاه دم نای سرغین برآمد ز راه.فردوسی. خروش آمد و نالهٔ کرنای دم نای سرغین و هندی درای.فردوسی. بفرمود تا گیو و گودرز و طوس برفتند با نای سرغین و کوس.فردوسی. ز هر سو همی کوس زرین زدند دو سرنای روئین و سرغین زدند.اسدی.
کلمات همقافیه با «سرغین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر