معنی سرشاد
7 بازدید
[ سَ ] (اِ) پنج انگشت. (ابن البیطار). رجوع به سرساد شود.
کلمات همقافیه با «سرشاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر