معنی سرسنگین
7 بازدید
[ سَ سَ ] (ص مرکب) مقابل سرسبک (در قپان). || غضبناک. درهم. خشمگین. - سرسنگین بودن با کسی؛ حالی غیر از آشتی و دوستی داشتن. با او مهربانی پیشین نداشتن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «سرسنگین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر