معنی سرساد
6 بازدید
[ سَ ] (اِ) گیاهی است که آن را پنج انگشت گویند و به عربی ذوخمسة اصابع خوانند. (برهان). پنج انگشت. (اختیارات بدیعی). ویتکس. بنجنگشت. و رجوع کنید به پنج انگشت. (از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین).
کلمات همقافیه با «سرساد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر