معنی سردگویی
5 بازدید
[ سَ ] (حامص مرکب) سخن خنک و بیمزه. || تسلای خنک. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «سردگویی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یی» برای سرودن شعر