معنی سردگوی
8 بازدید
[ سَ ] (نف مرکب) کنایت از کندطبع. (آنندراج) (انجمن آرا) (برهان). || کسی که به سخن گفتن مردم را آزار کند. (آنندراج) (انجمن آرا). کسی که مردم را به سخنان سخت و درشت و راست برنجاند. (برهان). || کنایه از ناموزون. (آنندراج) (انجمن آرا). کنایه از مردم ناموزون. (برهان).
کلمات همقافیه با «سردگوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر