معنی سردوراب
8 بازدید
[ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان بهمئی سردسیر بخش کهکیلویهٔ شهرستان بهبهان. دارای ۱۰۰ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، برنج، پشم، لبنیات و عسل است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «سردوراب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر