معنی سردمزاج
5 بازدید
[ سَ مِ ] (ص مرکب) در طب، مقابل گرم مزاج و حرارتی مزاج : و مردم گرم مزاج را زکام و نزله کمتر از آن افتد که مردم سردمزاج را. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). و مردم سردمزاج را [ گوشت بز ] موافق نباشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی). این نعمت جان را که بناگاه درآمد ای سردمزاجان ز دل و جان شرهی کو. سنایی.
کلمات همقافیه با «سردمزاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر