معنی سردست افشاندن
5 بازدید
[ سَ رِ دَ اَ دَ ] (مص مرکب) کنایه از غضب کردن. || ترک دادن. || رقص کردن و رقاصی نمودن. (آنندراج) (برهان).
کلمات همقافیه با «سردست افشاندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر