معنی سردستی رسیدن
6 بازدید
[ سَ رِ دَ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) در محاوره وقتی گویند که چون کسی راز خود را پنهان کند و یکی از رفیقان او بر آن مطلع شود گویند فلانه سردستی به ما رسید؛ یعنی به نحوی واقف شد که ما را جای انکار نماند. (آنندراج): دستار و دست غیرت دستار خوان او کز هم زدن به او سردستی رسیده است. شفیع اثر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سردستی رسیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر