معنی سردرود
7 بازدید
[ سَ ] (اِخ) نام دهی است به همدان. (معجم البلدان). از بلوکات ولایت همدان، حد شمالی کوههای فرقان، شرقی پیشخوار، جنوبی حاجی لو و غربی مهربان. عدهٔ قری ۷۲. جمعیت ۲۰۰۰۰ تن است. (از جغرافیای کیهان). دهی است از دهات همدان. (نزهةالقلوب ص ۷۲).[ سَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش اسکو شهرستان تبریز. جمعیت آن ۱۷۳۴۸ تن میباشد. از ۲۴ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل میشود. محصول آن غلات و میوه جات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ سَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان سردرود بخش اسکو شهرستان تبریز. دارای ۴۰۱۴ تن سکنه. آب آن از چاه. محصول آن غلات، زردآلو، کشمش، بادام است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «سردرود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر