معنی سردارآباد
7 بازدید
[ سَ ] (اِخ) به قلعه سرخه گان مراجعه شود. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان آختاچی بخش حومهٔ شهرستان مهاباد. دارای ۵۹۷ تن سکنه است. آب آن از چشمه. محصول آن غلات، توتون، حبوبات است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).[ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان میربیک بخش دلفان شهرستان خرم آباد. دارای ۶۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمهٔ کمره. محصول آن غلات و لبنیات و پشم است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان بلوک شرقی بخش مرکزی شهرستان دزفول. دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب آن از رودخانهٔ دز. محصول آن غلات، برنج، کنجد است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش مرکزی شهرستان شوشتر. این دهستان در باختر شوشتر در رود شطیط و همچنین بین دو دهستان شاه ولی و دیمچه واقع است. محصول عمدهٔ قراء دیمی است. این ده از ۷ قریهٔ بزرگ و کوچک تشکیل شده. جمعیت آن در حدود ۱۵۰۰ تن است. قراء مهم دهستان عبارت اند از قلعهٔ سرخه گان که دارای ۸۰۰ تن سکنه است، و نی سیاه که ۲۰۰ تن جمعیت دارد. ساکنین از طایفهٔ بختیاری و عرب هستند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۶).[ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان گرم خان بخش حومهٔ شهرستان بجنورد. دارای ۲۰۰ تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول آن غلات و بنشن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).[ سَ ] (اِخ) دهی از دهستان نقاب بخش جغتای شهرستان سبزوار. دارای ۲۱۶ تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه، کنجد است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «سردارآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر