معنی سرخک
6 بازدید
[ سُ خَ ] (ص مصغر) مصغر سرخ است. (برهان) (آنندراج). || (اِ مرکب) ال. کُرنوس. (گیاه شناسی ثابتی از حاشیهٔ برهان قاطع چ معین). نام رستنیی باشد دوایی و آن را سرخ مرد گویند و به عربی حمیرا گویند. (برهان) (آنندراج). || نام بیماریی است. رجوع به سرخجه شود. || نام نوعی انگور به قزوین و در تهران آن نوع را یاقوتی خوانند. (یادداشت مؤلف).[ سُ خَ ] (اِخ) از کوهستانات جلگهٔ لار از توابع لاریجان نزدیک تهران و دارای معدن زغال سنگ است. رجوع به ترجمهٔ سفرنامهٔ مازندران و استراباد رابینو شود.[ سُ خَ ] (اِخ) قریه ای است نزدیک نیشابور. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «سرخک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خک» برای سرودن شعر