معنی سرخوش بودن
8 بازدید
[ سَ خوَشْ / خُشْ دَ ] (مص مرکب) سرمست و خوشحال بودن : یکی را که سرخوش بود با یکی نیازارد از وی بهر اندکی.سعدی. صوفی ما که ز ورد سحری مست شدی شامگاهش نگران باش که سرخوش باشد. حافظ.
کلمات همقافیه با «سرخوش بودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر