معنی سرخوشی
8 بازدید
[ سَ خوَ / خُ ] (حامص مرکب) سرور و نشأهٔ شراب. || مستی به اعتدال. (غیاث) (آنندراج): بوقت سرخوشی از آه و نالهٔ عشاق به صوت و نغمهٔ چنگ و چغانه یاد آرید. حافظ. || نیم مستی. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرخوشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر