معنی سرخمیر
7 بازدید
[ سَ خَ ] (اِ مرکب) نانی که بارهای اول از تغار گیرند و نان بندند. نان که از سر تغار خمیر گیرند و آن خوب نیست. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «سرخمیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر