معنی سرباز ماندن
6 بازدید
[ سَ دَ ] (مص مرکب) حیران ماندن. (غیاث) (آنندراج). || تهی شدن. خالی شدن : بسکه فرورفت به سودا قلم محبره سرباز بماند از رقم. امیرخسرو (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «سرباز ماندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر