معنی واژه سرایان
3 بازدید
[ سَ ] (نف، ق) خوانندگی و گویندگی. (برهان) (آنندراج). سَراینده : چو بلبل سرایان چو گل تازه روی ز شوخی درافکنده غلغل به کوی.سعدی. || نغمه سرائی کنان. (برهان) (آنندراج). در حال سَراییدن : به مسجد درآمد سرایان و مست می اندر سر و ساتگینی بدست.سعدی.[ سَ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان بخش حومهٔ شهرستان فردوس. دارای ۳۲۴۶ تن سکنه است. آب آن از قنات تأمین میشود. محصول آن غلات، زعفران، پنبه، زیره و باغات و ابریشم است. شغل اهالی زراعت و گله داری و قالیچه بافی است. مزارع انجیربر، زاهد جلال، کلاتهٔ محمد عبداللََّه، کلاتهٔ یوسف شاه ولی، کلاتهٔ موسی جزء این قصبه است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹). نام جائی است در خراسان. (برهان) (آنندراج).[ سَ ] (اِخ) نام یکی از دهستانهای بخش حومهٔ شهرستان فردوس که در جنوب خاوری فردوس واقع و محدود است از طرف خاور به دهستان نیم بلوک، از باختر و جنوب به دهستان سه قلعه و از شمال به دهستان مصعبی. این دهستان از سه آبادی تشکیل شده و مجموع نفوس آن ۳۳۴۸ تن است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).