معنی سراگون
7 بازدید
[ سَ ] (ص مرکب) سرنگون باشد که سرازیر است. (برهان). سرنگون. (رشیدی) (آنندراج): سر به فلک برکشید بی خردی مردمی و سروری سراگون شد.ناصرخسرو.
کلمات همقافیه با «سراگون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر