معنی سرافکندگی
7 بازدید
[ سَ اَ کَ دَ / دِ ] (حامص مرکب) حالت به زیر افکندن سر بخاطر تواضع یا شرم. شرمندگی. شرمساری : مه نو ز راه سرافکندگی به گوش اندرون حلقهٔ بندگی.فردوسی. دلیری است هنجار لشکرکشی سرافکندگی نیست در سرکشی.نظامی. مبین سرو را در سرافکندگی چنان شاه را در چنین بندگی.نظامی. سرافکندگی کن که زلف نگار سرافرازیش در سرافکندگی است. خواجوی کرمانی.
کلمات همقافیه با «سرافکندگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر