معنی سرافشان کردن
8 بازدید
[ سَ اَ کَ دَ ] (مص مرکب) سر انداختن. قطع کردن و جدا کردن سر: برآریم گرد از کمینگاهشان سرافشان کنیم از بر ماهشان.فردوسی. سپه را همه دل خروشان کنیم به آوردگه بر سرافشان کنیم.فردوسی.
کلمات همقافیه با «سرافشان کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر